تبليغاتX
کرکره خنده

کرکره خنده

جوک!!!!

سلام!!!حالتون خوبه؟(به من چه)نمیدونستم چه پستی بزارم گفتم یه چندتا جوک مشتی بزارم بخونید حالشو ببرید!!

از غضنفر میپرسن: صورتی چه رنگیه؟ می‌گه: قرمز یواش!

به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!


غضنفر برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی


حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open) می سازه!

دختر غضنفر پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!


غضنفر میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! غضنفر میگه : كوكا چیشتو خوب باز كن ! روش نوشته آبادان و حومه!..

غضنفر میره تو یه كتابفروشی .... میگه : وولك پوستر مو رو داری ؟ ........... كتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم كردی ؟!!!

خب دیگه بپرید نظر بزارین!!!بدو بدو...!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 15:2  توسط DALTOON  | 

آپ 1000 ساله !!!

سابلی بلیکم !!!!

اوه اوه مشهد چه شلوغه بابا چرا بی جنبه بازی در میارین وقتی میاین مشهد تموم که نمیشه یارو با تریلی پاشده آدم بار زده اومده اینجا ویراژ میده ننت خوب بابات خوب به ما رهم کن !!!!

دیشب شب شهادت بود یهو دیوانه شدم زدیم رفتیم حرم یا خدا ادرکنی هوا رو میگی سیبری میکرد تو جیب کوچیکش یه گروه پنگئن هم از قطب اومده بودن توف میکردی بیرون رو هوا قندیل میبست هوا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بسه دیگه سرد بود فکم قفل شده بود به جا حرف زدن میو میو میکردم بعد از کلی شکنجه جسمی کشون کشون خودون رو رسونیدیم به نزدیک حرم چه خبر بود همه قاطی خیلی هم ناراحت نمیدونم مثل اینکه همه دعوا داشتن با خودشون چوب و چماخ آورده بودن ۲۰۰ تا طبل شیپور آورده بودن با ۱۰۰۰ زخمت رد شدیم رسیدیم به حرم یه سلام دادیم سلام حاج رضا چطوری اینا رو گفتیم و رهسپار شدیم تو حرم گشتیمو رفتیم جای همیشگی یعنی  W.C جایی که هر کی نره اوسکوله یه جای با صفا بزرگ گرم و باحال ما که همیشه اول میریم اینجا شبیه هتله !!!

صف داشت هر دستشویی ۲۰۰۰ نفر شماره میگرفتن دیگه از بس زیاد بودن مردم ما که بیخیل شدیم رفتیم وضو گرفتیم پریدیم بیرون و دوباره هوای سرد سیبیلامون یخ زد یا علی عصر یخبندان ۴ که هیشکی ندیده همین جا بود رفتیم به سوی ضریح که ناگهان انفاکتوس زدیم ۱ ساعت تو حرم دور میزدیم دنبال جا میگشتیم بابا نمازمون قضا شد یکی پاشه ما یه نماز بخونیم بابا حرم به این بزرگی یه زره جا تورو خدا !!!

بعد از کلی گشتن یه جا پیدا کردیم شریجه زدیم اونجا نشستیم کلی ذوق مرگ بودیم نمازامون رو خوندیم و دنبال زیارت نامه پیدا نکردیم تو مفاتیح شانسی میزدیم میخندیدیم خیلی حال میداد خلاصه بی خلاصه همشو بخون یره کارامونو کردیم و هر کی عکس میگرفت میرفتیم از جولوش رد میشدیم عکسشو خراب میکردیم کلی میخندیدیم خدایا ما رو ببخش برگشتیم خونه !!

امروز رفتیم جایی خیابون خر تو خر بود یکی ، نه یکی که نه اگه شد عکسشو میزارم بخندین همه از تو یاده رو ماشینا انداخته بودن میومدن ۲۰ ماشین خلاف میومدن یکی از این ور یکی از اون ور یکی مییچید یکی رد میشد یکی بوق میزد سر چهار راه ۲۰ نفر نفر از کامیون اومده بودن پایین خودشونو رد میکردن قربون راهنمایی رانندگی هر جا لازمه پر نمیزنه هر لازم نیست جا خر مگس معرکس ، نبود ما که پیاده رد شدیم به همه خندیدیم چه حالی داد بسه دیگه رسیدم خونه الان تو خونم نظرتو بده پرت باز وایستادی چیکار ها ؟؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 18:15  توسط DALTOON  | 

بیا واسه ما هم شعر درست کردن !!!!

حسنی نگو جوون بگو

علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه

نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون

هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ

نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟

نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!

نه نمی دم نه نمی دم

گل پری جون با زانتیا

ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟

دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟

واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟

نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه

در واشد و پریچه

با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟

مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را

داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا

دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر

تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم

میای بریم کافی شاپ؟

نه جانم

چرا نمی ای ؟

واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

حسنی یهو مثه جت

رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم

گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟

چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی

علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه

رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟

اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو

یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد

رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد

زی ذی شد و دوماد شد


سلام سلام  ســــــــــــــــلام  !!!!
ها اومدم بگم اولا بچه هام همشون خوبن ولی دیگه پیش شما نمیارمشون بسوزین !!!!!!!
دوم اینکه الان سه شنبه با بچه ها رفتیم بیرون گوشام درد میکنه از بس صدا ضبط زیاد بود همش ساب ماشین هم داشت میترکید یه مامولک عروسکی داشت میذاشتیمش رو ساب بندری میزد ناقلا کلی هم خندیدیم مردمو از تو ماشین اسکول میکردیم چه آبرو ریزی کردیم بهتون نمیگم !!!!
سوم هم اینکه به توچه که سوم چیه !!!!!!
چهار اینکه دارم میرم بیرجند اووووووووووووویه 8 ساعت تو اتوبوسم دارم میرم کارای کارت معافی بروبچ  رو راستو ریست کنیم این اداره ها قبلا از این اتاق به اون اتاق میکردن حالا پیشرفت کردن به خاطر یه مهر میفرستنت یه شهر دیگه ما هم که خراب رفیق پاشدیم بریم رفیقمون نتها نباشه تیریپ رفاقته دیگه خلاصه شاید تا فردا شب برم تو ترک بیام ببینم کمتر از 10 تا کام دارم یکی یکی ریز ریزتون میکنم بعدا میدم دست بچه هام حساب بردین نه اینم از کم توقعیه مایه !!!!!!

سلام من برگشتم نمخواد خود کشی کنین !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط DALTOON  |